• تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما حقیقت دارد؟

هم اکنون در مجله خبری فارسی ها با گزارش شایعه مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما حقیقت دارد؟ مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما حقیقت دارد؟

مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما

پس از انتشار یک کلیپ از سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما شایعات درباره مرگ این ورزشکار و هنرمند کشورمان بالا گرفت .

پژمان جمشیدی سوار بر هواپیما بود و بدون توجه به توصیه های دوستش شروع به حرکت کرد .

پس از اینکه هواپیمای پژمان جمشیدی دور شد در آسمان چرخی زد و کم کم از دید خارج شد .

دوست پژمان هم که از همان ابتدا به پرواز او با هواپیما معترض بود پس از دیدن آن صحنه فریاد زد یاابالفضل ..

امیدواریم اتفاق بدی برای پژمان جمشیدی نیفتاده باشد .

اخبار تکمیلی در سایت قرا می گیرد .

اخبار و کلیپ سقوط پژمان جمشیدی را در مطلب زیر بخوانید :

سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما

نوشته مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما حقیقت دارد؟ اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما بصورت کامل

همینک در مجله آنلاین فارسی ها فیلم و گزارش سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما فوتبالیست و بازیگر سینما و تلویزیون ایران را بصورت کامل آماده کرده ایم .

سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما بصورت کامل سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما بصورت کامل

سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما

چندی پیش کلیپی از پژمان جمشیدی در فضای مجازی و اینستاگرام منتشر شد که پژمان جمشیدی در حال پرواز با یک هواپیماست .

او پس از اینکه کم کم دور می شود در هوا یک چرخی می خورد سپس در پشت درختان محو می شود .

به نظر می رسد که پژمان جمشیدی سقوط کرده است .

دوستش که از صحنه فیلم می گیرد فریاد میزند یا ابالفضل ..

در ادامه شما را به دیدن کلیپ سقوط پژمان جمشیدی دعوت می کنیم .

سقوط پژمان جمشیدی

نوشته سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما بصورت کامل اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل در خدمت شما کاربران عزیز و گرامی هستیم .

دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل

دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد

رمان رسوایی یکی از پرطرفدارترین و بهترین رمان های حال حاضر به قلم مهسا موحد می باشد .

پس درخواست های بسیار زیاد دوستان تصمیم گرفتیم این رمان زیبا و خواندنی را برای دانلود در سایت قرار دهیم .

امیداریم دوست داشته باشید و مورد استقبال شما عزیزان قرار بگیرد .

خلاصه رمان رسوایی

بعضی وقت ها بخشیدن و فراموش کردن بهتر از هر چیز دیگه ای است .

از جایی به بعد فقط آینده مهم است و برای ساختن آن باید تلاش کنی و گذشته را کلا کنار بگذاری .

زندگی پر از فراز و نشیب ها و سختی هاست .

همه ما سختی می کشیم ، زمین می خوریم اما بلند میشویم همه این است به تلاش خود ادامه دهیم .

بالاخره همه درد کشیدن ها تمام می شوند .

وقتی که در خوشبختی غرق شوی دیگر درد کشیدن ها را به یاد نمی آوری .

سعی کن در زندگی دنبال چیزی بروی که خیلی دوستش داری .

با رو به رو شدن با سختی ها شخصیت آدم شکل می گیرد و ساخته می شود .

دانلود رمان رسوایی PDF

پیشنهاد می کنیم رمان زیر را در فارسی ها بخوانید و لذت ببرید .

دانلود رمان ستیا

نوشته دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها با دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل

دانلود رمان ستیا محمد یوسفی

رمان ستیا یک رمان عاشقانه درباره یک دختر دلخسته و درد و دل های او می باشد .

در ادامه شما عزیزان را به خواندن این رمان خواندنی دعوت می کنیم .

رمان ستیا زندگی دختری را روایت می کند که به دام کینه های قدیمی مردی درمانده گرفتار می شود .

مردی که روزگار روی خوبی به او نشان نداده است و قصد بازگرداندن گذشته را دارد .

او یک تصمیم مهم در زندگی اش گرفته است که درست یا غلط بودن آن اصلا مهم نیست .

این رمان طرفداران بسیار زیادی دارد و همه از خواندن آن لذت می برند .

در ادامه قسمتی از رمان ستیا را برای شما عزیزان آماده کرده ایم .

رمان ستیا

نوازش دستم روی نرده‌ سفید یاخته یاخته‌ هر بند انگشتم را منجمد کرد .

تنه‌ محکمی خوردم و دو پله آخر را به پایین پرت شدم . یکی از خدمه درمیان انبوه جمعیت گم شد و مجالی برای اعتراض به من نداد .

کلافه از ولوله ای که در جسم های اطرافم به تکاپو افتاده بود و لحظه ای آرام نداشت ، سری تکان دادم و ابرو‌هایم مثل ابرهای آسمان در هم گره خورد .

خورشید آرام آرام سیاهی را به شهر هدیه می کرد و می رفت تا فردایی دیگر ، فردایی که عمق تفاوتش با امروزم ، مَثَل عرش به فرش بود .

روی میز خم شدم و دستم را روی گلبرگِ مخملیِ رز کشیدم ، حس طراوت زیر پوستم دوید

. شاخه ای را برداشتم و خنکیِ لطیفش بینی ام را نوازش کرد .

نفس عمیقی کشیدم و حسی دور از تمام دغدغه‌ها ، در این شبِ سردِ پاییزی روحم را به گرمای بهار برد .

دور میز چرخیدم و روی هر میز همان حس تکرار شده را یافتم ، همان سه شاخه گل رز که در بستر گلدانِ نقره‌ای خوابیده بود .

نور‌ سرخابیِ چراغ چشمم را زد ، ولی مگر می شد از رقص نور در لابه لای برگ‌های نیمه خشکیده‌ درختان چشم پوشید ؟

لامپ های ریسه ای میان درختانِ زرد برای خودشان جشنی به پا کرده بودند و هیجان را در کالبدم ، همانند پایکوبی نورشان مابین درختان می رقصاندند .

لبه‌ حوضِ بزرگ نشستم و اجازه دادم سردیِ سنگی اش، لرزی به تنم بنشاند .

سردرگمی و سرسامِ این جمعیتِ عجیب و همیشه عجول دیوانه کننده بود حتی برای منِ آرام .

به مش قربان که از درختِ سیب بالا کشیده بود زل زدم اندکی تعجب با نگاهم آمیخته شد .

سیم های برق را به هم وصل و زیر لب غرغر می کرد .

هنوز آه و ناله آن روزش در گوشم می پیچید .

دانلود رمان ستیا

کمرش درد می‌کرد و عمارت را به روی سرش گذاشته بود .

شاخه‌ نیمه خشکیده ای را تکان داد ، سیبی سرخ کنده شد و پر سر و صدا در عمق آبِ حوض فرو رفت و نگاهم به ‌همراهش .

چند قطره‌ی سرد به روی لباسم پاشید و روی بدنم نشست .

سیب به آنی بالا آمد و روی آب شناور ماند .

دستانم را به دور بازوهایم حلقه کردم و رعشه‌ تنم را خریدار شدم .

هوا داشت سر می شد و ابرهای دلگیرِ آسمانِ خاکستری نوید توفان می دادند ، توفانی که بی شک سهمگین و رعب انگیز بود .

باد موج می انداخت بر شفافی آبِ حوض و برگ های باریک و کشیده‌ بیدِ مجنون را با خود می کشید .

همانند قایق های کوچکی، به‌ دنبال خود ردی به‌ جای می گذشتند ردِ نازکی که محو شدنش به‌ ثانیه نمی کشید .

سر برداشتم و نگاه دریده ام را با کلافگی به هلهله‌ اطرافم دوختم . هیچ‌کس آرام و قرار نداشت ، هر کسی مشغول کاری بود .

اضطراب و تشویش در چهره‌ی‌ همه بی‌داد می‌کرد؛ مشخص بود که هراس دارند از خراب کردن مراسم و تنبیه شدن .

پوزخندم این روزها بی‌اختیار بود، دیگر جزیی از لاینفک عاداتم شده بود. حق داشتند، باید هم بترسند .

جشن عروسی وارث خانواده بود و هر گونه خراب کاری عاقبتِ بدی داشت .

وارثی که فقط در ظاهر نامِ برادرم را یدک می‌کشید، برادری که به‌خونم تشنه بود؛ برادری که برادری نکرد برایم .

آهِ سینه سوزم را رها کردم؛ با این افکار فقط خود را عذاب می‌دادم و بس. نگاهم برگشت روی حوضی‌ که سایه‌ی شب رویش سنگینی می‌کرد و شفافیش، فروغی نداشت .

برگ های بلند و نیمه زرد، حصار شده و قاب گرفته بودند ، طرحی که از انعکاسِ موهای لختِ دختری روی آبش می‌درخشید .

موهای زیبا و بلندی که تا گودی کمرش می‌رسید؛ موهایی که با ظلمت شب عجین شده و همچون سیاهیِ بی پایانِ آسمان مجذوب کننده بود .

سیبِ سرخ روی‌ آب غلت خورد و به آرامی، درست روی انعکاس صورتم ایستاد؛ طرحی از لبخند بر لبم جای گرفت .

گاز بزرگی به سیب زدم و به موج دایره‌هایی که بر اثر برداشتنش در آب ایجاد شده بود خیره شدم .

دایره‌ها بزرگ و بزرگ تر و به آنی محو شدند. طعم شیرینش را مَزه مَزه چشیدم .

صدای بم و مردانه‌ پدرم با لغزش دست‌های گروه ارکستر بر آلات موسیقی همراه و در نظرم زیباترین هارمون موسیقی جهان شد .

– ستیا، دخترم ؟

سرم را برگرداندم. چهره‌ی پر سطوت پدر در فاصله چند متری تن هر کسی را می‌لرزاند، ولی من، تک دختر عبدالله خان بزرگ و محبوب دلش بودم .

– اینجام خان بابا، پشتِ سرتون .

به‌عقب برگشت؛ چشمانِ سیاهش بعد از اندکی کنکاش در نگاهم قفل شد. لبخندِ شیرینی که فقط مختص من بود بر لبش جای گرفت .

سیبِ نیمهِ خورده را زمین گذاشتم و دستم را به لبه‌ی حوض گرفتم‌، بلند شدم و جلو رفتم .

– معلامه کجایی تو دختر؟ ملیحه همه‌جا رو زیر و رو کرده دنبالت .

خاکِ نشسته روی دستم را تکاندم و به رقص غبارش در هوا خیره شدم .

– همین‌جا تو حیاط. خواستم کمی هوا بخورم .

مردی جعبه‌ چوبی به دست ، به‌سمت حوض رفت .

رمان ستیا

– تو این‌ شلوغی موندن خوبیت نداره واسه تو. برو اون دختر رو بیشتر از‌ این معطلِ خودت نکن .

روی پنجه‌ی‌ پا ایستادم و ب*و*سه ای بر صورت چین خورده‌اش نشاندم .

دست گرمش که روی موهایم نشست، پلک بستم و غرقِ لذت شدم از مهرش .

– چشم‌ خان‌بابا .

مرد جعبه‌ی پرِ سیب‌ را به آب ریخت، سرخ‌ترین‌شان بیرون افتاد و غلت خورد به سمتم. خم شدم و برش داشتم. دستی‌رویش کشیدم و تمیزش کردم .

– فکر کنم امشب بارون می باره

نگاهش را به آسمانِ سیاه دوخت .

– نه ‌عزیزکرده، این گره‌ای که من می بینم به این راحتی باز بشو نیست .

سیب را به سمتش گرفتم با لبخند ب*و*سه ای بر سرخی اش نشاند و صدای قاچ کردنش در گوشم پیچید .

برای‌ بار هزارم شیفته‌ی نگاهش شدم و با چشمکی خبیثانه پاسخ دادم. خندید، آرام و مردانه. کسانی که نزدیک‌مان بودند، نگاهش کردند، نگاهی سرشار از بهت و ناباوری .

لبخندم تلخ شد، تلخ تر از آشفتگی دلِ پدرم. تلخ تر از دلِ چرکین و لبریز از نفرت برادرم. مرگ مادرم خنده را از لب‌‌های پدر ربود و رشته‌ی عشقِ برادرم را درید .

گلویش را صاف کرد و نگاهش کردم، نگاهی گنگ و غرقِ در گذشته‌ی تلخ، اخمی ابرو های پیوندی‌اش را به‌هم گره زده بود .

ولی من که می‌دانستم این اخم، مصلحتی بیش نیست، با لبخندی از کنارش گذشتم .

واردِ راهرو شدم و نگاهم را به تصویرِ هزار تکه‌ام در مثلث‌های نامنظم آینه دوختم؛ طرحی از لبخند برلبم جای گرفت، طرحی که بارها و بارها شکسته شد تا سامان گرفت‌ و روی‌هزاران ‌آینه لب زد‌ .

باد چرخید و پرده‌ی سفیدِ حریر در کناره‌های تنم رقصید و روی بدنم غلتید. بی‌سروصدا وارد اتاقم شدم. ملیحه سر از پنجره‌ بیرون برده بود و زیر لب غرغر می‌کرد .

– معلوم نیست کجا غیبش زده ، آخر من رو دق میده این دختر .

روی صندلی نشستم و به تن‌ِ ریز‌ نقشش خیره شدم. بشکنی زدم و صدایش طنین انداخت. از جایش پرید و دست روی قلبش گذاشت .

آرام آرام و مردد به عقب برگشت و مردمک نگاهش با دیدنم لرزید .

– وای‌خانم کجا بودین شما، کل عمارت رو دنبالتون گشتم، کم‌کم داشتم نگرانتون می‌شدم .

دست‌ به‌سینه شدم و ریز خندیدم .

– دست ‌پیش می‌گیری پس نیفتی ملیحه .

چشمانش گرد شد و نگاهش لغزید .

– أ..إ…چ…چی…چیزه…م…م…داش..داشتم .

طاقتم طاق شد و قهقهه‌ام بلند .

– بیا برس به کارت .

لب برچید و جلو آمد .

– چشم خانوم‌جان .

پلک بستم و سرم را به پشتی صندلی تکیه دادم .

دانلود رمان ستیا

– زیاد تو چشم نباشم ملیحه .

سیمای‌خوشش، آمیخته ‌با شرم و خجالت به‌دلم نشست .

– چشم جانِ‌دل .

خستگی کوله‌بار شد و پشت پلک‌هایم نشست. طولی نکشید تسلیمِ خواب شدم؛ آخرین خواب آرامی که‌ با جان و دلم لمس کردم و لذت بردم. خوابی شیرین و دلنشین، اما کوتاه .

با نوازش دستی لطیف ‌روی‌موهایم، چشمانم را باز کردم و به چهره‌ی دخترانه‌ی ملیحه لبخند زدم .

– خستگی ‌از سر و روتون می‌بارید، گذاشتم کمی بخوابین .

لبخندم پر مهر تر شد و بی‌جواب نماند .

– ممنون ملیحه‌جون .

نگاهش را به آینه دوخت .

– اگه راضی هستین رفع زحمت کنم خانوم .

سرم را برگرداندم و نگاهِ خسته‌ام را به‌برق آینه دوختم. موهایم روی شانه‌ام به طرز خاصی بافته شده بود؛ پوستِ سفیدم، سفید تر جلوه می‌کرد. سرخی لبم با سفیدی صورت و سیاهی موهایم تناقضی خیره کننده داشت. ذوق زده گفتم .

– عالیه، دستت درد نکنه .

سرم را به سمتش گرفتم؛ این دختر با این که چند سالی بزرگ‌تر از من بود، با کوچک‌ترین تعریف رنگ عوض می‌کرد و سرخ و سفید می‌شد .

– ممنون جانِ‌دلم. وقتی خواب بودین، عبدالله‌خان گفتن سریع‌تر برین سراغ مجلسِ زنونه .

با لبخندِ گرمی که جاخوش کرده بود روی صورتم‌، سری‌تکان دادم و بیرون رفت .

دانلود رمان دوران عقد از مهشاد لسانی

نوشته دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا ، جالب و خواندنی را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

در ادامه این مطلب برای شما عزیزان نمونه ای از انشای خواندنی سرگذشت یک رود را آماده کرده ایم .

می توانید از متن آن ایده گرفته و یا جملات آن را تغییر دهید .

امیدواریم مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد .

انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی

انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا

از کجا شروع شد ؟ چطور شد که من الان اینجا هستم ؟

اولین چیزی که در خاطرم هست این است که من از ابتدا اینجا بوده ام . حتما می پرسید چرا ؟

زیرا من قبلا و از همان ابتدا یک رود نبوده ام .

عده ای معتقدند که آب دریاها به مرور بخار می شوند و به آسمان می روند ،

سپس ابرها را تشکیل داده و دوباره به صورت باران به زمین برمی گردند .

برخی دیگر می گویند یخ ها و یخچال های طبیعی از بالای کوه ها شروع به ذوب شدن کرده و رودها از دل کوه ها جاری می شوند .

بعضی دیگر نیز می گویند رودها از دریاچه ها و دریاها جدا شده و به مسیر نامعلوم خود ادامه می دهند .

من خودم هم نمی دانم که آیا اینها درستند یا غلط !؟

فقط می دانم رود هستم ، زنده ام ، جاری ام و زندگی می بخشم .

شاید دلیل و نحوه به وجود آمدنم را ندانم اما هدفم را می دانم و به سمت آن در حال حرکت هستم .

من یک رود هستم و همیشه باید در حال حرکت و جنب و جوش باشم .

نباید هیچوقت بایستم و ثابت بمانم چون طبیعت من این نبوده و نیست .

من باید همیشه در حال جنبش و تکاپو و حرکت به سمت جلو باشم ، محصولات کشاورزان را آبیاری کنم ، به آدم ها زندگی ببخشم و …

در این مسیر مشکلات بسیاری برایم به وجود می آید اما هیچکدام از آنها مهم نیست .

من به مسیر و هدفم فکر می کنم .

تنها چیزی که به آن اهمیت می دهم و برایم مهم است ، هدفم است نه چیز دیگر !

گاهی در میان مسیر کودکان را می بینم که بازی می کنند ، من هم با آب پاشیدن به صورت و دست و پایشان با آنها بازی می کنم .

آدم ها با دیدن من ، خوشحال می شوند و درمی یابند زندگی همچان جریان دارد .

بعضی آدم های دیگر نیز زباله هایشان را در من ریزند و مرا ناراحت می کنند .

سرگذشت یک رود

نوشته انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

متن تبریک میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

همینک در مجله آنلاین فارسی ها مجموعه کامل متن تبریک میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) را برای شما عزیزان آماده کرده ایم .

امیدواریم مورد استقبال شما کاربران محترم قرار بگیرد .

اس ام اس ولادت پیامبر اکرم ص و امام جعفر صادق ع 1 متن تبریک میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

متن تبریک میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

.

ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد ..

قدر فلک را كمال و منزلتى نیست ..

در نظر قدر با كمال محمد ..

میلاد نور مبارک ..

.

نور عترت آمد از آیینه ام ..

کیست در غار حرای سینه ام ..

رگ رگم پیغام احمد می دهد ..

سینه ام بوی محمد می دهد ..

میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد ..

.

رسول خدا (ص) :

بهترین درخواست از خدا ، ” عافیت دین و دنیا ” است ..

.

به آمنه بنت وهب، خدا عطا کرده پسر / پسر چه گویم که به خلق ، خدا عطا کرده پدر ..

میلاد پیامبر رحمت، تاج آفرینش بر شما خجسته باد ..

.

دو چشمِ آمنه بر روی احمد / گره خورده دلش بر موی احمد ..

گهی خندان گهی محو تماشا / چو می‌بیند خمِ ابروی احمد ..

خجسته میلاد پیامبر اکرم مبارک باد ..

.

با محمد برتر از آنی که اندر وصف آیی ..

تالی قرانیِ و هموزن آن ثِقل ثقیلی ..

میلاد نبی اکرم گرامی باد ..

.

ای ششم پیشوای اهل ولا / خلق را رهبری به دین هدی ..

پای تا سر خدانمایی تو / هم ز سر تا بپای صدق و صفا ..

ولادت امام جعفر صادق و نبی اکرم مبارک ..

اس ام اس ولادت پیامبر اکرم ص و امام جعفر صادق ع 2 متن تبریک میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

میلاد جامع علم و عمل و عبادت ، پرچم دار شاهراه ولایت علوى ..

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام گرامى باد ..

.

چون از افق برآمد، نور امام صادق ..

شد صبح عالم آراش، بر شام تیره فائق ..

.

بلغ العلی بکماله ..

کشف الدجی بجماله ..

حسنت جمیع خصاله ..

صلوا علیه و آله ..

.

حق چو دید آن نور مطلق در حضور / آفرید از نور او صد بحر نور ..

آفرینش را جز او مقصود نیست / پاک دامن تر زاو موجود نیست ..

میلاد نبی اکرم گرامی باد ..

.

فیض دو جهان به حب مولا بسته ست ..

بر گوشه ای از چادر زهرا (س) بسته ست ..

دنیا به گروه “ پـنـج تـن ” وابسته ست..

دوسـت داشـتـنِ اهـل بـیـت (ع) کـافـی نـیـسـت ، بـایـد بـه دوسـت داشـتـه هـاشـون عـمـل کـنـیـم ..

.

درخلوت شب آمنه زیبا پسری زاد تنها نه پسر بربشریت پدری زاد در فتنه بیدادگران دادگری زاد چشم همه روشن که چه قرص قمری زاد

میلادحضرت رسول اکرم (ص) و امام جعفرصادق (ع) مبارک باد ..

.

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق-ع بر شما تبریک و تهنیت باد ..

.

گوش کن هفت آسمان درشور و حالی دیگرند / عرشیان و فرشیان نام * محمد * میبرند ..

میلاد پیامبر نور و رحمت بر همه شما مبارک باد ..

.

همچنین در فارسی ها اس ام اس ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) را بخوانید .

نوشته متن تبریک میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

اس ام اس ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

همینک در مجله آنلاین فارسی ها اس ام اس های جدید ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم .

امیدواریم مورد پسند شما کاربران گرامی قرار بگیرد .

۱۵ آذر ماه روز ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) می باشد .

اس ام اس ولادت پیامبر اکرم ص و امام جعفر صادق ع 1 اس ام اس ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

اس ام اس ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

محمد وارث پیغمبران است / که او سلطانِ شهرِ دلبران است ..

به حق فرمود حق لایزالی / محمّد علت خلقِ جهان است ..

میلاد خاتم پیامبران بر شما مبارک ..

.

برترين نوع ايمان آن است كه بدانى هر جا هستى خدا با توست ..

حضرت محمد (ص) ..

.

اسم تو نور امـید است و صفای سینه هاست ..

دین تو اسلام عشق است و بدور از کینه هاست ..

روز میـلادت شدم مست می عرفان تو ..

آیه شرع است و حق است، خط به خط قرآن تو ..

.

امشب سخن ازجان جهان بایدگفت / توصیف رسول (ص) انس و جان باید گفت ..

در شـــــام ولادت دو قــطب عالم / تبریک به صــاحب الزمان (عج) باید گفت ..

.

ز آسمان دل من خورشید و مه برآمد / شب میلاد احمد(ص) با پور حیدر آمد ..

همه شادی نمایید که میلاد نبی شد / جلوه ی نور صادق ز بعدش منجلی شد ..

.

ولادت با سعادت ششمین اختر تابناک امامت و ولایت ..

امام صادق (ع) را به امام عصر وشما و تمامی مسلمانان تبریک و شاد باش عرض می کنم ..

.

خدایا تورا سوگند میدهیم به دو مولود نورانی امشب سلامتی دین ودنیا رابه شما عطا فرماید ..

عید بر شما وخانواده محترمتان مبارک ..

.

حق چو دید آن نور مطلق در حضور/ آفرید از نور او صد بحر نور ..

آفرینش را جز او مقصود نیست/ پاک دامن تر زاو موجود نیست ..

میلاد نبی اكرم گرامی باد ..

.

خورشید، محمد است و صادق ماه است / خورشید همیشه با قمر همراه است ..

یعنی که ولادت امام صادق / در روز ولادت رسول الله است ..

عیدتون مبارک ..

.

ای ششم پیشوای اهل ولا ..

خلق را رهبری به دین هدی ..

پای تا سر خدانمایی تو ..

هم ز سر تا بپای صدق و صفا ..

ولادت امام جعفر صادق و نبی اكرم مبارک ..

.

خدایا تورا سوگند میدهیم به دو مولود نورانی امشب سلامتی دین ودنیا رابه شما عطا فرماید ..

عید بر شما وخانواده محترمتان مبارک ..

.

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق-ع بر شما تبریك وتهنیت باد ..

اس ام اس ولادت پیامبر اکرم ص و امام جعفر صادق ع 2 اس ام اس ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

اس ام اس ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

گوش کن هفت آسمان درشور و حالی دیگرند/عرشیان و فرشیان نام * محمد *میبرند/میلاد پیامبر نور و رحمت بر همه شما مبارک باد ..

.

نور عترت آمد از آیینه ام ..

کیست در غار حرای سینه ام ..

رگ رگم پیغام احمد می دهد ..

سینه ام بوی محمد می دهد ..

میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد ..

.

با محمّد برتر از آنی كه اندر وصف آیی ..

تالی قرانیِ و هموزن آن ثِقل ثقیلی ..

میلاد نبی اكرم گرامی باد ..

.

صادق که اساس دین ازاو شد معمور / بودند ملایک پی امرش مامور ..

میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد ..

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق ، امام صادق(ع)بر شما تبریک و تهنیت باد ..

.

حق چو دید آن نور مطلق در حضور / آفرید از نور او صد بحر نور ..

آفرینش را جز او مقصود نیست / پاک دامن تر زاو موجود نیست ..

میلاد نبی اکرم گرامی باد ..

.

دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است ..

تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است ؟

میلاد نبی اکرم مبارک ..

.

ماه فرو ماند از جمال محمد / سرو نباشد به اعتدال محمد ..

قدر فلک را کمال و منزلتى نیست / در نظر قدر با کمال محمد ..

میلاد نور مبارک ..

.

ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

نوشته اس ام اس ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

دانلود رمان دوران عقد از مهشاد لسانی

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها دانلود رمان خواندنی دوران عقد از مهشاد لسانی را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

دانلود رمان دوران عقد از مهشاد دلسانی دانلود رمان دوران عقد از مهشاد لسانی

دانلود رمان دوران عقد از مهشاد لسانی

دوران عقد یکی از رمان های عاشقانه و بسیار زیبا از مهشاد دلسانی می باشد .

این رمان خواندنی ۲۸۲ صفحه دارد .

خلاصه رمان دوران عقد

رمان دوران عقد داستان زندگی دختری به نام آلاله را روایت می کند که در یک خانواده معمولی در تهران زندگی می کند .

آلاله زیبا و تنهاست و دانشجوی رشته ادبیات است .

مازیار اولین عشق زندگی آلاله است اما به چیزی که آلاله می خواهد بسیار تفاوت دارد .

پس از آن برای آلاله خواستگار می آید و او چون پدرش تازه فوت کرده و مستمری پدرش برای خرج زندگی شان کافی نیست مجبور می شود به شهرام فکر کند .

پس از آن زندگی آلاله با مشکلات و مسائل جدیدی رو به رو می شود .

دانلود رمان دوران عقد با فرمت PDF

نوشته دانلود رمان دوران عقد از مهشاد لسانی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

سهراب مرادی رکورد دنیا را زد

سهراب مرادی با مهار وزنه ۲۳۳ کیلوگرم در وزن ۹۴ کیلوگرم علاوه بر کسب مدال طلای این دسته در سه حرکت یک ظرب ، دو ضرب و مجموع رکورد دنیا را هم جا به جا کرد

Capture 300x265 سهراب مرادی رکورد دنیا را زد

رکورد جدید وزنه برداری جهان

به گزارش فارسی ها بامداد روز دو شنبه پس از ناکامی کیانوش رستمی وزنه بردار دسته ۸۵ کیلوگرم این سهراب مرادی بود که آبرو داری کرد و رکورد جدید برای خود و دنیا به ثبت رساند

در این دسته که ۱۱ وزنه بردار حضور داشتند و سهراب مرادی توانست با ۳ حرکت ۱۷۶، ۱۸۲ و ۱۸۴ به مدال طلا دست یابد

ایوب موسوی دیگر نماینده ایران هم بعد از اینکه نتوانست ۱۶۶ کیلوگرم را بالای سر ببرد، در حرکت دوم توانست این وزنه رابه نام خود ثبت کند. ۱۷۱ کیلوگرم هم توسط ایوب موسوی ثبت شد تا او با عنوان پنجمی به کار خود در یکضرب پایان بدهد.

سهراب مرادی

 

نوشته سهراب مرادی رکورد دنیا را زد اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۲ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

وزنه برداری کیانوش رستمی ، کیانوش فقط یک نقره گرفت

کیانوش رستمی قهرمان جهان و المپیک که سال قبل موفق به کسب مقام اول المپیک شده و رکود مجموع و دو ضرب جهان را در اختیار دارد

کیانوش چه مدالی گرفت؟

یا ما در ادامه همراه باشد

jahani usa 274x300 وزنه برداری کیانوش رستمی،کیانوش فقط یک نقره گرفت

کیانوش رستمی در آمریکا

امشب با توجه به مصدومیت زانو نتوانست در ضربات ۲ ضرب صاحب مدال شود

و فقط به یک مدال نقره با حرکت یک ضرب ۱۷۴ کیلو گرم بسنده کرد

گفتنی هست که ساعاتی دیگر سهراب مرادی بر روی سِن خواهد رفت…

با توجه به مصدومیت کیانوش و غیبت ۱۰ کشور صاحب نام جهان رکوردهای قهرمانی بسیار ضعیف و دور از انتظار بودند

۹ کشور مختلف از جمله چین و روسیه و بلاروس به دلیل دوپینک کنار گذاشته شده‌اند

رقابت در وزن ۸۵ کیلوگرم را می توان یکی از سطح پایین ترین رقابت های ادوار رقابت های جهانی نام گذاری کرد.

وزنه برداری کیانوش رستمی

نوشته وزنه برداری کیانوش رستمی،کیانوش فقط یک نقره گرفت اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

صفحه 10 از 44
»... قبلی 6789101112131415 بعدی 203040...«